برندهای موفقتاریخ موفقیت

موفق ترین برندها بر روی کاربران تمرکز می کنند نه خریداران+3 گام اساسی

موفق ترین برندها فقط کارها را متفاوت انجام نمی دهند. آنها نیز متفاوت فکر می کنند. جایی که برندهای سنتی بر جایگاه برندهای خود در ذهن مشتریان خود تمرکز می کنند، برندهای دیجیتال بر جایگاه برندهای خود در زندگی مشتریان خود تمرکز می کنند. امروز ما در رسانه مدیرآگاه در خدمت شما هستیم تا در مورد اصول برند موفق و برندهای موفق داده هایی را بررسی نماییم,پس با ما همراه باشید.

مهمترین کارهای موفق ترین برندها

 علاوه بر این موفق ترین برندها اقدام به:
  • توییت
  • پست
  • اشتراک گذاری
  • صرفه جویی در هزینه مشتریان

چه چیزی باعث موفقیت یک برند در عصر دیجیتال می شود؟ مطالعه مشترک SAP، Siegel+Gale و Shift Thinking نشان می‌دهد که موفق ترین برندها فقط کارها را متفاوت انجام نمی‌دهند. آنها نیز متفاوت فکر می کنند. جایی که برندهای سنتی بر جایگاه برندهای خود در ذهن مشتریان خود تمرکز می کنند، موفق ترین برندها بر جایگاه برندهای خود در زندگی مشتریان خود تمرکز می کنند.

علاوه بر این، آنها مشتریان را بیشتر به عنوان کاربر درگیر می کنند تا خریدار، و سرمایه گذاری خود را از تبلیغات و فروش قبل از خرید به تجدید و حمایت پس از خرید تغییر می دهند.

به عنوان بخشی از مطالعه خود، ما یک نظرسنجی آنلاین از بیش از 5000 مصرف کننده امریکایی انجام دادیم و از آنها در مورد 50 برند مختلف، دیجیتال و سنتی سؤال کردیم. ما از آنها در مورد درک، استفاده، ترجیح و حمایت آنها از برندها پرسیدیم. ما همچنین این نظرسنجی را با رتبه‌بندی برندهای معروف، امتیاز خالص تبلیغ‌کننده (NPS)، و تجزیه و تحلیل هزینه‌ها و استراتژی‌های بازاریابی آنها تکمیل کردیم.

برند موفق جهان
برند موفق جهان

تفاوت موفق ترین برندها

ما تفاوت های مشخصی بین مارک های قدیمی/سنتی و برندهای تازه وارد/دیجیتال پیدا کردیم. به عنوان مثال، “دوقلوهای برند” زیر را در نظر بگیرید – جفت مارک های قدیمی و تازه وارد که در یک صنعت با هم رقابت می کنند. در هر مورد، برند قدیمی در بیانیه “آیا برندی است که مردم به آن نگاه می کنند” رتبه بالاتری می گیرد. اما برندهای تازه وارد همه با عبارت «زندگی من را آسان‌تر می‌کند» رتبه بالاتری گرفتند.

  • Airbnb در مقابل هیلتون/ماریوت
  • دلار شیو در مقابل ژیلت
  • ردبول مقابل کوکاکولا
  • Venmo در مقابل American Express/Visa
  • تسلا در مقابل BMW

تفاوت های مشابهی در نحوه شکل گیری و تقویت ادراکات برند مردم وجود داشت. در مقایسه با برندهای دیجیتالی که اغلب از طریق رسانه های اجتماعی و دهان به دهان کشف می شوند، پاسخ دهندگان به احتمال زیاد درباره برندهای قدیمی از طریق تبلیغات و رسانه های سنتی می شنوند.

خوشه های مجزای موفق ترین برندها

به طور کلی، ما دو خوشه مجزا پیدا کردیم که آنها را به عنوان مارک های خرید و مارک های مصرف دسته بندی کرده ایم :

  • برندهای خرید بر ایجاد تقاضا برای خرید محصول تمرکز می کنند، در حالی که برندهای مصرف کننده بر ایجاد تقاضا برای استفاده از محصول تمرکز می کنند. بخش آرایش یک فروشگاه بزرگ را در نظر بگیرید. تمام تمرکز بر این است که شما محصول را با نمونه ها و تغییرات حرفه ای خریداری کنید. در مقابل، Sephora و Ulta دستورالعمل‌ها، جامعه و خدماتی را ارائه می‌کنند تا به مردم کمک کنند وقتی به خانه می‌رسند از اینکه می‌توانند خودشان از آرایش استفاده کنند، اطمینان داشته باشند.
  • مارک های خرید بر تبلیغات تاکید دارند. برندهای استفاده بر حمایت تاکید دارند. Vail Resorts کل استراتژی بازاریابی خود را با برنامه ای به نام EpicMix بازسازی کرد. این یک شبکه اجتماعی برای اسکی بازان است که از گیمیفیکیشن، داده های عملکرد و عکس ها به عنوان ارزهای اجتماعی استفاده می کند که اسکی بازان می خواهند با دوستان خود به اشتراک بگذارند. بیشتر پیست‌های اسکی دیگر بر ارتقای توانایی‌های خود در برف‌سازی و ارائه تخفیف در بلیط‌های آسانسور تمرکز می‌کنند.
  • خرید مارک نگرانی در مورد آنچه آنها را به مشتریان می گویند؛ مارک های مصرف کننده در مورد آنچه مشتریان به یکدیگر می گویند نگران هستند . به عنوان مثال، جایی که هتل‌های سنتی در تبلیغات خود تأکید بیشتری بر محتوا دارند، Airbnb تأکید بیشتری بر محتوای تولید شده و اشتراک‌گذاری شده توسط میزبانان و مهمانان در مورد تجربیات خود دارد.
  • برندهای خرید سعی می کنند در مسیر خرید، نظر مردم در مورد برند را شکل دهند . برندهای استفاده بر نحوه تجربه افراد از برند در هر نقطه تماس تأثیر می‌گذارند. فروشگاه‌های اپل نمونه‌ای از این تغییر هستند، از حذف قسمت صندوق‌فروشی در جلوی فروشگاه تا برجستگی نوار Genius. در جایی که فروشگاه‌های دیگر بر خرید متمرکز هستند، فروشگاه‌های اپل در مورد داشتن یک تجربه هستند.

دیدگاه ساده این است که مارک های سنتی مارک های خرید و مارک های دیجیتال مارک های استفاده هستند. اما استثنائاتی وجود دارد، از جمله مارک هایی مانند Visa، FedEx، Lego، و Costco که بسیاری از ویژگی های مارک های مصرفی را نشان می دهند. ما گمان می کنیم که ماهیت محصولات، فرهنگ و مدل کسب و کار آنها آنها را به سمت ذهنیت استفاده بیشتر سوق می دهد. آنها مشتریان را کمتر به عنوان خریدار یکباره و بیشتر به عنوان کاربران یا اعضایی با یک رابطه مستمر در نظر می گیرند.

تفاوت بین مارک های خرید و استفاده را می توان از دریچه روش ” لحظه های حقیقت ” که به سنگ بنای طراحی تجربه مشتری تبدیل شده است، مشاهده کرد. برندهای خرید روی «لحظه‌های حقیقت» که قبل از معامله اتفاق می‌افتند ، تمرکز می‌کنند، مانند تحقیق، خرید و خرید محصول. در مقابل، برندهای استفاده کننده بر لحظات حقیقتی که پس از معامله اتفاق می‌افتد ، تمرکز می‌کنند، خواه در تحویل، خدمات، آموزش یا اشتراک‌گذاری.

مزایای تغییر از خرید به استفاده توسط تحقیقات ما تقویت شده است. پاسخ دهندگان نظرسنجی وفاداری بیشتری به برندهای مصرفی نشان می دهند. آنها حمایت قوی تری در قالب توصیه های خودجوش به دیگران داشتند. و آنها ترجیح بیشتری برای مارک های مصرفی نسبت به رقبا نشان دادند، نه فقط در خرید، بلکه در تمایل به پرداخت حق بیمه در قیمت. به طور متوسط، برندهای مصرف کننده مایل به پرداخت 7% حق بیمه بودند، 8% کمتر احتمال داشت تغییر کنند، و بیش از دو برابر بیشتر احتمال داشت که خود به خود برند را توصیه کنند.

مربیان گلف مدت‌هاست که می‌دانند بازاریاب‌ها به چه چیزی پی می‌برند: بهترین راه برای ضربه زدن به توپ، تمرکز بر چرخش و پیگیری است.

شرکت‌هایی که به دنبال بهره‌برداری از پتانسیل برندسازی بازشده توسط فناوری‌های دیجیتال اصلی هستند، باید تغییری در تعامل خود با مشتریان ایجاد کنند – از خرید به استفاده. این تغییرات اساسا نیازمند بازنگری در استراتژی، سازمان، سرمایه گذاری و اندازه گیری است. در بسیاری از سازمان ها، بازاریابی پس از توسعه محصول انجام می شود. اما ذهنیت استفاده نیازمند رابطه نزدیک تری بین بازاریابی و توسعه محصول است زیرا برند و تجربه به طور فزاینده ای یکی هستند. به طور معمول در خرید برندها، خدمات مشتری و وفاداری در جایگاه دوم کمپین های بازاریابی و تولید سرنخ قرار می گیرند. در مقابل، برندهای استفاده کننده، خدمات و وفاداری به مشتری را از مراکز هزینه که کمبود منابع دارند به محرک های کلیدی رشد و سودآوری ارتقا می دهند.

برند موفق
برند موفق

نقش و سرمایه گذاری در تبلیغات نیز باید تغییر کند تا به سمت یک مدل استفاده تغییر کند. برندهای خرید سعی در ایجاد تمایز در ادراک برند دارند به این امید که بر توجه و خرید تأثیر بگذارد. اما برندهای استفاده کننده بر این تمرکز دارند که چگونه محصولاتشان زندگی مشتری را بهتر می کند. نقش تبلیغات برای یک برند کاربردی تبدیل به دریافت محتوا و تجربیات مفید به دست مشتریان می شود. این پیام به این صورت است: «ببین چگونه می‌توانیم زندگی شما را اکنون بهتر کنیم، حتی قبل از اینکه پولی با ما خرج کنید. فقط فکر کنید اگر مشتری شوید و از محصول یا خدمات ما استفاده کنید چقدر بیشتر می توانیم انجام دهیم.

تغییر از خرید به استفاده پیامدهایی برای اندازه گیری نیز دارد. نمایش تبلیغات ارزشمند است، اما آنچه بیش از همه مهم است تعامل است. برندهای مصرف کننده به تعامل از طریق دیافراگم بسیار بازتر نگاه می کنند. آنها تشخیص می دهند که برخی از مهم ترین فعالیت ها خارج از قیف فروش اتفاق می افتد. آیا مردم محتوای ایجاد شده توسط برند را مرتبط و مفید می دانند؟ آیا مردم واقعاً از محصول استفاده می کنند؟ آیا مردم به طور خودجوش در مورد برند یا محصول صحبت می کنند؟ یک بازاریاب برند مصرفی ترجیح می‌دهد در بررسی‌های آنلاین خود یک رتبه پنج ستاره داشته باشد تا اینکه در جشنواره کن جایزه تبلیغاتی دریافت کند.

به طور گسترده تر، تغییر از خرید به استفاده نشان می دهد که ما باید در نحوه اندازه گیری ارزش ویژه برند تجدید نظر کنیم. همه ما رتبه بندی های سالانه برند را که توسط شرکت های برتر ارائه می شود، دیده ایم. اما آنها اندازه می گیرند که یک برند برای سرمایه گذاران بیشتر از مصرف کنندگان ارزش دارد. علاوه بر این، تمرکز آنها بر این است که مردم چگونه برند را درک می کنند تا اینکه چگونه برند را تجربه می کنند . شرکت هایی که بیش از حد روی برنده شدن در رتبه بندی تمرکز می کنند، در نهایت در بازار بازنده خواهند شد.

اگرچه نظرسنجی ما بر مارک‌های B2C تأکید داشت، اما معتقدیم طرز فکر خرید و استفاده به همان اندازه یا حتی بیشتر برای مارک‌های B2B مرتبط است. راه‌حل‌های تجاری چرخه عمر طولانی‌تری نسبت به محصولات مصرفی دارند و فرصت بیشتری برای ارائه ارزش خارج از قیف فروش وجود دارد. علاوه بر این، بسیاری از شرکت‌های B2B در حال حرکت به سمت خدمات مبتنی بر ابر با مدل‌های کسب‌وکار مبتنی بر عضویت و اشتراک هستند. با این مدل ها، خرید فقط شروع یک رابطه طولانی مدت است. اقتصاد عمدتاً به‌جای خرید اولیه، توسط تجدیدها هدایت می‌شود. به نوبه خود، نرخ های تمدید نه بر اساس آنچه که خریداران در مورد برند فکر می کنند، بلکه آنچه کاربران از محصول یا خدمات تجربه می کنند، تعیین می شود. نکته کلیدی این است که در مورد مشتریان بالقوه نه به عنوان خریداران، بلکه به عنوان کاربران آینده فکر کنید.

20 برند موفق جهان در سال 2021(لیست جدید)

منبع

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا