توسعه فردیدسته‌بندی نشدهموفقیت

به خاطر داشته باشید چه کسی و کجا هستید

اصولاً یک سازمان بزرگ باید از افرادش بخواهد فردیت خود را کنار بگذارند و به شکل گروهی کار کنند. جایی برای برخی جنبه‌های زندگی که اهمیت زیادی دارد ـ مانند باورهای مذهبی یا سنتی و فرهنگی ـ وجود ندارد. توانایی کنار گذاشتن این چیزها برای سازمانی که در آن کار می‌کنید ارزشمند است، زیرا باور‌ها و سنت‌های شما حتماً با باور‌ها و سنت‌های دیگران تضاد پیدا می‌کند.‌ این امر به جایی نمی‌رسد جز بحث درباره دکوراسیون و خوب یا بد بودن غذا و…. با این وجود،‌ کنار گذاشتن این امور در محل کار به این معنی نیست که در زندگی شخصی نیز آنها را کنار بگذارید. احساس موفقیت، با این موضوع که ما مجبور به کنار گذاشتن اموری شده‌ایم که برای ما اهمیت داشته‌اند، تضاد دارد. در غیر این صورت، واقعاً چه چیزی به دست آورده‌ایم؟ آنهایی که از دستاوردهای خود خرسند هستند به خوبی می‌دانند که نمی‌توانند باورها و عادت‌هایی را که برای آنها ارزش دارد، کنار بگذارند و از دست بدهند؛ بلکه در وقت مناسب آنها را نشان می‌دهند.

به خاطر داشته باشید چه کسی و کجا هستید
به خاطر داشته باشید چه کسی و کجا هستید

«بابی ریچاردسون» در سال‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ برای گروه یانکی‌های نیویورک طبل می‌نواخت. بابی وارد محیطی شد که کاملاً با عقاید مذهبی او متفاوت بود،‌ به سختی می‌توانست کار خود را برای اعضای خانواده شرح دهد. او می‌دانست که باید در زندگی، مذهب خود را حفظ کند، اما می‌دانست که نمی‌تواند باورهای مذهبی را به رختکن یا صحنه نمایش بیاورد. به همین دلیل او کلیسای کوچک بیسبال را تأسیس کرد. گروه ریچاردسون افرادی را از تیم‌های مختلف گرد آورده بود که عقاید یکسانی داشتند. بابی توضیح می‌دهد: «باید کاری کنید تا مطمئن شوید توسط گروه بزرگ بلعیده نشوید؛‌ که در نتیجه هرگز دوباره نمی‌توانید همان شخص باشید. اما می‌توانید به هر کسی بگویید که چه کسی هستید، به این ترتیب کلیسای بیسبال به من اجازه داد هنگام کار چیزی داشته باشم که گروه می‌خواهد و در وقت خودم چیزی باشم که خودم می‌خواهم.»
آنهایی که از کار و زندگی رضایت دارند،‌ دیدگاهی چند‌گانه از خود دارند. آنها در کارشان افرادی توانا با گرایش تیمی هستند و در زندگی خود افرادی از نظر فرهنگی و معنوی متفاوت هستند. افرادی که باورها و سابقه شخصی خود را قربانی می‌کنند میزان رضایت‌شان از کار یک سوم افراد دیگر است و میزان رضایت آنها از زندگی دو سوم افراد معمولی است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا