توسعه فردیموفقیت

شکست خوردن، کوشش نیست

ترس از شکست بسیار نیرومند است. هیچ‌کس نمی‌خواهد به دیگران، یا حتی به خودش، اعتراف کند که نتوانسته است کاری را که دیگران انجام داده‌اند، انجام دهد. می‌توانید از این ترس به عنوان منبعی برای ایجاد انگیزه سخت‌کوشی در جهت دست‌یافتن به اهداف خود استفاده کنید. این ترس بهانه‌ای معمول برای فرار است. اگر زحمت تلاش کردن را به خود بدهید، هرگز شکست نمی‌خورید. البته، کوشش نکردن شکست نهایی است، زیرا معنی آن نداشتن هیچ‌گونه پیشروی به سوی اهدافتان است.

شکست خوردن، کوشش نیست
شکست خوردن، کوشش نیست

«جف هاوارد» روان‌شناس مدارس است و درباره نحوه تدریس به کودکان و جوانان و طرز یادگیری آنها مطالعه می‌کند. او می‌گوید که سیستم جمعیت، دانش‌آموزان را به سه گروه: بسیار باهوش، کمی باهوش و تقریباً کم‌هوش تقسیم می‌کند. با رسیدن به کلاس ششم، گروهی از دانش‌آموزان که تقریباً کم‌هوش عنوان داده شده‌اند، به خوبی به حداقل انتظارات تحصیلی که برای آنها مقرر شده، دست یافته‌اند. «ما در مدارس متوسطه موانعی بر سر راه این دانش‌آموزان قرار می‌دهیم که انتظار نداریم بر آنها غلبه کنند، موانعی که مجبور نیستند از آنها عبور کنند.» مثلاً، در ژاپن هر دانش‌آموز دبیرستانی باید واحد ریاضی را برگزیند، در حالی که در ایالات متحده ریاضیات به دانش‌آموزان باهوش اختصاص دارد. «هاوارد» عقیده دارد که هر دانش‌آموزی ظرفیت یادگیری متفاوتی دارد؛ یعنی بررسی قدرت یادگیری کودکان متوسط، چهار ساله بسیار خوش‌بینانه‌تر از نتایج به دست آمده از ظرفیت یادگیری دانش‌آموزان تقریباً‌ کم‌هوش مدارس متوسطه است. خطر واقعی این طبقه‌بندی‌ها درس بزرگی است که به ما می‌دهند. برای گروه برتر همه چیز امکان‌پذیر است، بنابراین هیچ‌ وقت نباید دست از تلاش بکشند. برای گروه سطح پایین، هیچ چیز امکان‌پذیر نیست، بنابراین نباید زحمت تلاش کردن را به خود بدهند. در حقیقت، این دانش‌آموزان همکلاسی‌های خود را، که به موفقیت اهمیت داده یا برای دستیابی به آن تلاش می‌کنند، مسخره می‌کنند. راه‌حل تجربی هاوارد شامل قرار دادن دانش‌آموزان همه سطوح در کنار یکدیگر و ارائه انتظارات و پاداش‌های روشن به همه آنهاست. نتایج اولیه نشان می‌دهد هنگامی که انتظارات افزایش یافت، همه دانش‌آموزان ـ از هر گروه یاد شده ـ نمرات آزمون‌های خود را بهبود بخشیدند.
هنگامی که از افراد پرسیدند از چه چیزی در زندگی‌شان افسوس می‌خورند، از هر ده نفر هشت نفر به کارهایی که نکرده‌اند ـ نه کارهایی که کرده بودند ـ اشاره کردند. به عبارت دیگر، آنها به کارهایی که نتوانسته بودند انجام دهند بیشتر از کارهایی که انجام داده ولی شکست خورده بودند، توجه می‌کردند.

شکست خوردن، کوشش نیست

ریکورته ۱۹۹۹

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا